تبليغاتX
انجمن نجوم پژوهشسرای شهید خوشبخت بوشهر
 دو تلسكوپ خورشيدى به منظوربررسى تاج خورشيدى به فضا پرتاب شدند. در حال حاضر، كاوشگرهاى "رصدخانه ارتباطات زمينى-خورشيدى"(STEREO) در دو جهت مخالف هم در حال پروازند؛ بطوریکه يكى مقابل و ديگرى در پشت مدار زمين در حال حرکت هستند.

وظیفه اين رصدخانه منحصر به فرد,مشاهده محيط خورشيدى- زمينى همراه با جزيياتى بى سابقه است و همچنین این دستگاه امكان مشاهده خورشيد را از 2 جايگاه مناسب براى ما فراهم خواهد كرد.

اين رصدخانه فضايى, نمايى بى نظيری از فاصله 1 واحد نجومى، از منظومه شمسى پيش رو دارد. STEREO براى جستجوى توده هاى سنگى خطرناك، در شرف ورود
به نقاط لاگرانژى L4 و L5 زمين- خورشيد است.

The Lagrangian points of a two-body system, such as the Earth and the Sun.

نقاط لاگرانژى در سيستم هاى سياره اى جزيره هاى پايدارى گرانشى اند، یا به بیان بهتر مکانی كه گرانش دو ماده پرجرم خنثى وتعديل مى گردد.دو نقطه اول لاگرانژى در سيستم زمين-خورشيد نسبتا مشخص است. نقطه L1 دقيقا بين خورشيد و زمين و حدود 1.5 ميليون كيلومترى سطح زمين،قرار دارد. جاذبه زمين و خورشيد دراين نقطه يكديگر را خنثى مى كنند.

نقطه L2 تقريبا در فاصله اى مشابه اما در طرف ديگر زمين قرار دارد. در اين مورد، زمين همواره خورشيد را مى پوشاند. نقطه L3 نسبت به زمين در پشت خورشيد ودر فاصله حدود 1 واحد نجومى قرار دارد. اما نقاط L4  وL5 در 60درجه اى مقابل و60 درجه اى پشت مدار زمين قرار دارند. نيروهاى جاذبه دراين دو نقطه متعادلترين حالت را داراست و ذرات و خرده سنگ هاى نخستين در اين نقاط به دام افتاده اند.هرچند به نظر مى رسد نقطه L1 به دليل قرار گرفتن ميان جاذبه زمين و خورشيد پايدارتر باشد. رصد خانه هاي فضايى SOHO
و ACE بايد برای حفظ تعادل وباقى ماندن در L1 , در مدارهاى پيچيده اى حركت كنند.

L4  وL5 از آنجا كه توده هاى زيادى از سنگ و غبار را در طول تكامل منظومه شمسى به دام انداخته اند، مكان هاى مناسبى براى ماموريت هاى فضايى به شمار مى روند و هم اكنون نيز دو كاوشگر خورشيدى STEREO به سوى اين دو نقطه مى شتابند.

Did the asteroid that hit the Earth, creating the Moon, originate from one of Earth's Lagrangian points? (ESA)

مى دانيم كه چنين نقاطى در اطراف ساير سيارات منظومه شمسى نيز وجود دارند. براى مثال سيارك هايى كه در جلو و عقب مدار مشترى قرار دارند .
آيا در نقاط L4  وL5 زمين نيز چنين است؟ به عقيده دانشمندان قطعا به همين صورت است، هرچند تاكنون هيچ سياركى مشاهده نشده است.



تلسكوپ هاى فضايى stereo براى جستجوى چنين سيارك هايى به سوى نقاط L4 و L5مى شتابند.

 

منبع: universetoday.com

+ نوشته شده توسط مائده شباب در پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387 و ساعت 20:11 |
کشف مقادیر قابل توجهی از متان؛ قوت احتمال وجود موجودات زنده در مریخ

 

 

تحقیقات اخیر پژوهشگران انستیتو زیست شناسی نجومی سازمان فضایی ایالات متحده امریکا، ناسا، بر روی متان موجود در جو مریخ، مرحله جدیدی را برای ادامه مطالعات بر روی حیات در مریخ رقم زد.  

متان در سطح مریخ در پنج سال پیش کشف شد ولی مطالعات اخیر در مورد منابع تولید متان و همچنین کشف مقادیر جدیدی از آن در چهارمین سیاره منظومه خورشیدی تنها دو احتمال را برای منابع تولید کننده متصور می داند؛ دلایل زمین شناختی یا عوامل زیست شناسانه.

 

مریخ به عنوان دنیایی سرد و پوشیده از بیابان های خشک، که تابش فرابنفش خورشید در آن اجازه وجود هیچ گونه آب مایع را بر سطح مریخ نمی دهد.

وجود شواهدی چون بسترهای خشک شده رودخانه و کانی های نزدیک این عوارض در کنار پژوهش های اخیر محققان نشان از گذشته گرم تر و در عین حال مرطوب تر دارد و احتمال ضعیف وجود حیات در سیاره سرخ را مورد تردید قرار می دهد.

دکتر مایکل موما پژوهشگر مرکز پروازهای فضایی گودارد ناسا گفت:" با وجود این که متان در جو مریخ از راه های مختلفی به سرعت نابود می شود، ولی با این حال کاوش های ما در  توده هایی در نیمکره شمالی مریخ در سال 2003 بعضی از فرایندهای اصلی آزاد سازی متان را نشان داد. " وی ادامه می دهد:" این متان در یک نسبتی نظیر هیدروکربن های پرجرم آزاد شده در دماغه قطران در ساناتا باربارای کالیفرنیا است."

متان-چهار هیدروژن متصل به یک کربن- جزء اصلی سازنده گاز طبیعی در زمین است. هر چند از اکسایش آهن و تبدیل آن به اکسید آهن(زنگ آهن) نیز باعث آزاد شدن متان می شود ولی مقدار قابل توجهی از آن از طریق سوخت و ساز (متابولیسم) ریز موجودات(میکروارگانیسم ها) زمین تولید می شود.

تیم محققی که برای آشکارسازی متان در جو مریخ از تلسکوپ فروسرخ ناسا و همچنین تلسکوپ کک استفاده می کرد، پنج سال پیش با رصدهای دقیق و طیف سنجی از طریق طیف سنج های متصل به تلسکوپ توانستند با بررسی خطوط جذبی طیف دریافتی از  متان و با محاسبه دخالت اثر دوپلر و مقایسه نتیجه با طیف های ثبت شده از متان در زمین، وجود متان در جو مریخ را آشکار کند.

دکتر موما، سرپرست تحقیقی در این زمینه که در ساینس اکسپرس به چاپ رسیده، با مقایسه میکروارگانیسم هایی که در دو تا سه کیلومتری سطح آب های آزاد منطقه آفریقای جنوبی زندگی می کنند و از طریق هیدروژن های به دست آمده از شکست ملکول های آب، انرژی خود را تامین می کنند، با میکرو ارگانیسم های مریخ، گفت: "مشابه این فرایند برای میکروارگانیسم های مریخ می تواند آنها را برای مدّت میلیاردها سال در زیر لایه های آب منجمد زنده نگه دارد."

دکتر کارل پیلشر مدیر انستیتو زیست شناسی نجومی ناسا گفت:"میکروب هایی که از کربن دی اکسید و هیدروژن متان تولید میکنند یکی از اولین شکل های حیات بر روی زمین بوده اند." وی ادامه میدهد: "اگر حیات در مریخ وجود داشته باشد ،منطقی است اگر تصور کنیم که سوخت و ساز (متابولیسم) آن ممکن است شامل تولید متان از کربن دی اکسید موجود در جو مریخ باشد."

یک روش برای تشخیص اینکه متان آزاد شده دال بر وجود حیات در مریخ است و وجود میکرو ارگانیسم ها، متان موجود را تولید می کنند، محاسبه نسبت ایزوتوپ هاست. در ملکول هایی که حاوی هیدروژن هستند مانند آب یا متان ، به ندرت دوتریوم(هیدروژن سنگین) جایگزین هیدروژن می شود. از جایی که تشکیل حیات نیازمند هیدروژن با جرم سبک تر است، اگر متان آزاد شده دارای میزان دوتریوم اندک تری باشد، علامتی برای تولید متان از سدی موجودات زنده است.

البته نباید از خاطر برد که از طریق فرایندهای زمین شناختی نیز امکان تولید متان هست و همانگونه که در زمین نیز از اکسایش آهن از طریق تبدیل آهن به اکسید آن، و همچنین تبدیل اکسید آهن به کانی های مارپیچی، متان تولید می کند؛ این فرایند می تواند با استفاده از حرارت بیرونی سیاره و آب و کربن دی اکسید در مریخ نیز انجام گیرد.؛ هر چند تاکنون مدارکی دال بر فعالیت کوه های آتشفشانی در مریخ به دست نیامده است. متان های باستانی که در قفس های حباب های موجود در یخ های مناطق منجمد محبوس شده اند و موسوم به کلارثیت ها هستند، نیز می توانند دلیلی برای وجود متان در جو مریخ باشد.

دکتر گرونیمو ویلانوا پژوهشگر مستقر در مرکز گدارد از دانشگاه کاتولیک واشنگتن دی سی در این رابطه گفت:"ما بخشی ازمجموعه های متعددی از ذرات متان را که به جرم 19000 تن در جو مریخ می رسند را رصد و نقشه برداری کردیم، نتایج حاکی از آن است که آزاد شدن توده های متان در مدت فصل های گرم- بهار و تابستان مریخی- تغییری محسوسی دارد، که شاید به این دلیل باشد که لایه های منجمد موجود در سطح مریخ در فصل های گرم تر شکسته و با بخار شدن، متان های محبوس در خود را در جو آزاد می کند."

با استناد به این نتایج می توان توده های شناسایی شده در جو مریخ را نشانی از مناطقی که یخ های باستانی قرار دارد و یا محل جریان آب، دانست، مناطقی از نیمکره شمالی مریخ چون منطقع نیلی فوساد و یا قسمت جنوب شرقی قسمت سیرتیس مجر.

این مسائل اهمیت توجه  بیشتر را در ماموریت های آتی آزمایشگاه علم مریخ ناسا، برای مطالعه و کاوش منابع تولید متان در مریخ را نمایان می کند.

لازم به ذکر است این تحقیقات از سوی برنامه های نجوم سیاره ای ناسا و همچنین انستیتو زیست شناسی نجومی ناسا پشتیبانی می شود.

منبع : Parssky.com
کد : N-372
+ نوشته شده توسط مائده شباب در سه شنبه یکم بهمن 1387 و ساعت 19:9 |
سرانجام با اتصال ابزار درشت و ریزهمگرایی به عدسی تلسکوپ بسیار بزرگ رصدخانه‌ی جنوبی اروپا، اخترشناسان از این پس می توانند مناطقی از آسمان با ابعاد‌ کوچکتر از یک میلیونیم ثانیه قوسی را بررسی کنند. این اندازه‌ متناسب است با اندازه یک سکه 25 سنتی چنان چه از فاصله­ی 1/3 میلیون کیلومتری (در حدود 13 برابر فاصله تا ماه) دیده شود.

اخترشناسان با افزودن یک ذره‌بین دوگانه طبیعی به تلسکوپ بسیار بزرگ رصدخانه جنوبی اروپا (VLT) قسمت‌های داخلی قرص اطراف یک سیاه‌چاله‌ی بسیار پرجرم را که 10 میلیارد سال نوری از زمین فاصله دارد به دقت بررسی کردند. آن‌ها که با استفاده از روش فوق قادر به مطالعه‌ی جزئیات قرص با دقتی در حدود 1000 مرتبه بیشتر از بهترین تلسکوپ‌های جهان بودند، موفق به ارائه اولین اثبات رصدی مدل‌های نظری رایج این‌گونه قرص‌ها شدند.

                                          Image

تصویر سمت راست اختروشی را نشان می دهد که بر پدیده عدسی گرانشی، چهار تصویر از آن بدست آمده است و تصویر سمت چپ همان اختروش را با روش دقیق تر جدید و با کیفیت بسیار بهتر مشاهده می کنید

  گروهی از اخترشناسان از اروپا و ایالات متحده به مطالعه‌ی "صلیب اینشتین" که یک سراب کیهانی معروف است پرداختند. این آرایش صلیب گونه شامل چهار تصویر از یک منبع دوردست است. این تصاویر متعدد نتیجه­ی همگرایی گرانشی ناشی از یک کهکشان پرجرم پیش­زمینه هستند، پدیده­ای که توسط آلبرت اینشتین به عنوان یکی از نتایج نظریه‌ی نسبیت عام وی پیش­بینی شده بود.

منبع نور در مسئله صلیب اینشتین یک اختروش است که تقریبا 10 میلیارد سال نوری از ما فاصله دارد، در صورتیکه کهکشان همگرا 10 مرتبه نزدیک‌تر است. میدان گرانشی کهکشان همگرا خمیده شده و پس از تقویت نور اختروش باعث بزرگتر دیده شدن آن می شود. این اثر بزرگنمایی که به ریزهمگرایی(microlensing)  معروف است و در آن یک کهکشان نقش یک ذره‌بین کیهانی یا یک تلسکوپ طبیعی را ایفا می‌کند، در اخترشناسی بسیار مفید واقع می‌شود به طوری که امکان رصد اجرام دور دستی را که با استفاده از تلسکوپ‌های کنونی برای مطالعه بسیار کم نور و ضعیف بودند فراهم می‌‌کند.

 

Image                             

 

توضیح تصویر بالا: اگر عدسی گرانشی یک کهکشان کروی باشد، تصویر حاصل از جرم دورتر شبیه به یک حلقه خواهد بود (حلقه اینشتین)، اگر یک کهکشان کروی کشیده (بیضوی) باشد چهر تصویر از جرم دورتر خواهیم داشت (صلیب اینشتین) و چنان چه یک خوشه کهکشانی باشد کمان ها و نیم کمان ها را خواهیم

  دید

 

«فردریک کوربین»(Frederic Courbin)، مدیر پروژه مطالعه‌ی صلیب اینشتین با تلسکوپ VLT می­گوید: "تلفیق این بزرگنمای طبیعی با تلسکوپ VLT دقیق‌ترین جزئیاتی که تاکنون به دست آمده را در اختیار ما می‌گذارد". همچنین علاوه بر درشت همگرایی کهکشان‌ها که حکم عدسی اولیه را دارد، ستارگان موجود در کهکشان­های همگرا نیز همانند عدسی‌های ثانویه به منظور ایجاد یک بزرگنمایی اضافی عمل می‌کنند. این بزرگنمایی دوم بر پایه‌ی همان اصل حاکم بر درشت همگرایی است ولی در مقیاس کوچک‌تر و چون ستارگان بسیار کوچک‌تر از کهکشان‌ها هستند، این بزرگنمایی به ریزهمگرایی شناخته شده است.

 

ز آن جا که ستارگان در کهکشان همگرا در حال حرکت هستند، بزرگنمایی ریزهمگرایی نیز با زمان تغییر می‌کند. از روی زمین روشنایی تصاویر یک جرم دوردست به دلیل ریزهمگرایی حول یک مقدار میانگین دستخوش نوسان و یا سوسو زدن می­شود.

 

+ نوشته شده توسط مائده شباب در دوشنبه نهم دی 1387 و ساعت 17:4 |
 

علم امروزي بشر تا به دان جا رسيده كه قادر باشد در مورد جهان هستي توضيحاتي را ارائه كند . جهان هستي بيكران و غير قابل تصور. ستاره هاي بيشماري را كه در آسمان شب مي بينيد تنها سه هزار ستاره از سیصد میلیارد ستاره در كهكشان راه شيريند . در جهان چيزي حدود صد میلیارد كهكشان وجود دارد .بشريت همواره با اين سئوال مواجه بوده است كه : آيا اين جهان از ابتدا بدين صورت بوده يا اين كه همه چيز از جايي و به طور ناگهاني به وجود آمده است ؟ كشف اين مطلب كه جهان در حال انبساط است موجب شگفتي بسيار در اوايل قرن گذشته شد. بر اساس اين يافته فيزيكدان ها حدس زدند كه جهان مي باستي در گذشته و از اندازه بسيار كوچك متولد شده باشد . اين مطلب كه جهان آغازي دارد همچنين هيبت ابعاد و خلق آن ، انسان را با اين سئوال روبرو ساخت كه جهان چگونه آغاز شده است . اكنون بس از رصد ها و تفكرهاي بسيار به پاسخي رسيده ايم كه بيگ بنگ نام گرفته است .

 

بيگ بنگ چیست ؟

 

بر اساس نظریه بيگ بنگ جهان از انفجار حجم بسیار کوچک - ابعادی کوچکتر از حفره های روی پوست - ، با دما و چگالی بسیار زیاد آغاز شده است .بر اساس این نظریه شکل گیری  فضا همانند کش آوردن سطح   یک بادکنک است – مواد، دردرون و سطح بيروني فضای در حال انبساط می یاشند، همانند ذرات غبار روی  شطح یک بادکنک-  این انفجار همانند انفجار ماده در یک فضای خالی نیست بلکه خود  فضا به همراه این انفجار متولد شده است و ماده را همچنان که منبسط میشود به همراه خود حمل می کند . فیزیکدان ها حتی بر این عقيده هستند که زمان نيز با بيگ بنگ آغاز شده است . امروزه ، اکثر دانشمند ها نظریه يگ بنگ را قبول دارند . شواهد موجود به قدر کافی محکم بودند که در سال 1951 دفتر کلیسای کاتولیک اعلام کرد نظریه بيگ بنگ با کتب مقدس مطابقت دارد .

 

 

 

تا اوایل قرن 19 مردم می پنداشتند که جهان پايدار و ثابت است . در سال 1915 با نظریه نسبیت عام اینشتین که به ماهیت فضا ، زمان و جاذبه  می پردازد حالت های  محتمل دیگری نیز ارائه شد . با ارائه نظریه نسبیت ساحتار فضا قادر بود که منبسط یا منقبض شود . در سال 1917 ستاره شناسی به نام ویلم دسیتر با به کار گیری نسبیت در مورد جهان نشان داد که جهان قادر است منبسط شود . (Willem de Sitter)

 

در سال 1922 ریاضیدانی به اسم الکساندر فريدمن (Aleksandr  Friedmann) با استفاده از روش های ساده تر به همین نتیجه رسید .  نتیجه بدست آمده توسط  جرج لمایتر (Georges Lemaitre) کیهان شناس در سال 1927 نیز همین بود . این گام ، تحولی بزرگ در مورد دیدگاه پذیرفته شده جهان-ثابت بود . جرج لمایتر بر اين عقيده بود  که با سفر به کذشته كيهان ، ماده جهان می بایستی در ابعادی کوچک جمع شود و در آنجا انفجاري  رخ داده باشد . اگرچه این احتمال حالت شگفت آور جدیدی برای جهان در نظر می گرفت ولی مبتنی بر رصد های وقت نبود .

 

 

چرا بر این تفکریم که  بيگ بنگ  اتفاق افتاده است ؟

 

نتایج 3 رصد مهم طی قرن گذشته به ستاره شناسان کمک کرد تا اطمینان حاصل کنند که جهان با بيگ بنگ آغاز شده است . اولین آنها این است که جهان در حال انبساط است – بدین معنی که فضای ميان کهکشان ها در حال بزرگ و بزرگتر شدن است -  این مشاهده منجر به این حدس شد که قبل ازانبساط همه چیز در جایی کنار هم قرار داشته است . دوم اینکه این نظریه به خوبی قادر به توضیح فراواني هلیم و دتریم ( ایزوتوب هیدروژن ) در جهان است . دما و چگالی و محیط منبسط شونده جهان اولیه شرایط  خوبی برای تولید این هسته ها با فراوانی که امروز شاهد آن هستیم می باشد . دلیل سوم اینکه ستاره شان موفق به رصد تابش پس زمینه کیهانی  – نابش بس از انفجار اولیه - از هر سمت کیهان  شده اند .  تابش پس زمینه کیهانی دلیل قاطعی بر تایید آغازی اين چنين – با يك انفجار-  برای جهان است . آفای استفان هاوكينگ در این مورد می گوید : این اکتشاف بی نظیر ، اکتشاف قرن است .  

 

انبساط جهان

 

همزمان با اين ايده كه جهان در حال انبساط است ، ستاره  شناسي يه اسم  وستو سليفر (Vesto Slipher) متذكر شد كه تعداد كهكشان هايي كه از ما دور مي شوند بيشتر از آنهايي هستند كه به ما نزديك مي شوند .ستاره شناسان با استفاده از نور دريافتي از يك كهكشان قادرند دريابند كه يك كهكشان به ما نزديك يا از ما دور مي شود . اگر طيف نوري كهكشان به سمت طول موج كوتاه تر اتقال يابد - انتقال به آبي – كهكشان در حال نزديك شدن به ماست ، مثال معروف اين مطلب تغيير طول موج صداي يك آمبولانس در حال نزديك شدن به ما است . اگر طيف نوري كهكشان به سمت طول موج بلند تر انتقال يابد - انتقال به سرخ – كهكشان در حال دور شدن از ماست ، همان طور كه طول موج صداي يك آمبولانس كه در حال دور شدن از ما است افزايش مي يابد . ميزان اتقال به سرخ يا آبي بستگي به سرعت دور شدن يا نزديك شدن كهكشان دارد . بنابراين وستو سليفر مشاهده كرد كه بيشتر كهكشان ها داراي انتقال به سرخ هستند تا اتقال به آبي .

 

درسال 1929 ، ادوين هابل (Edwin Hubble) كشف كرد كهكشان هايي كه در فاصله ي بيشتري از ما قرار دارند با سرعت بيشتري از ما دور مي شوند ، اين سرعت متناسب با فاصله است . به عبارت ديگر كهكشان هايي كه در فاصله دورتري نسبت به ما هستند داراي اتقال به سرخ بيشتري نيز مي باشند . كهكشان هاي دور دست فاصله اي در ابعاد ميليون و ميليارد سال نوري با ما دارند و اين به اين معناست كه ما به گذشته اي در ابعاد ميليون يا ميليارد سال نوري نگاه مي كنيم . در حين سفر نور كهكشان ها به سمت ما طيف نور ازطول موج هاي كوتا هتر به سمت طول موج هاي بلند تر - انتقال به سرخ – اتقال مي يابد . اين انتقال به سرخ در اثر انبساط ساختار فضا است. اگر طول موج دو برابر شود ، جهان مي بايد با ضريب 2 منبسط شود. بنابراين كشف هابل اين بود كه عامل انبساط به نحوي با مسير طي شده توسط نور در ارتباط است ، معادل با اينكه شما به چه ميزان به گذشته نگاه مي كنيد . اين مطلب بيان گر اين است كه هر چه در زمان به  عقب و عقب تر برگرديم جهان كوچك و كوچكتر است . با سفر به گذشته ي يك جهان منبسط شونده خواهيم ديد كه فاصله ي ميان كهكشان ها در حال كاهش و چگالي جهان در حال افزايش است .

 

اين روند تا جايي ادامه  پيدا مي كند كه تمامي ماده جهان در حجمي بسيار كوچك متراكم مي شود ، كه نتيجه اين روند چگالي باور نكردني جهان اوليه - لحظه بيگ بنگ – است . با تقسيم فاصله ي كهكشان بر سرعت ذاتي آن قادر به تخمين طول عمر جهان خواهيم بود . با اين روش مي توانيم  تخمين بزنيم كه در چه زماني فاصله ي ما تا ديگر كهكشان ها صفر بوده است . محاسبات نشان مي دهند كه بيگ بنگ در حدود 10 تا 15 ميليون سال قبل - 3 برابر عمر زمين – اتفاق افتاده است .

 

يكي از راه هاي تست كردن اين تخمين اين است كه به ذنبال كهن ترين جسم در كيهان باشيم اين جسم مي بايد سني در حدود 10 تا 15 ميليارد سال داشته باشد نه بيشتر . روش ديگر بررسي فعاليت هاي راديو اكتيوي ايزوتپ هاي اورانيوم است . مي دانيم كه كهن ترين ايزوتوپ هاي تشكيل شده توسط فعاليت هاي هسته اي ابر –نو اخترها 10 ميليارد سال سن دارند . با استفاده از مدل هاي امروزي تحول ستاره اي مي دانيم كه كهن ترين ستارهاي موجود در كهكشان را شيري در حدود 10 ميليارد سال سن دارند . سنين به دست آمده با تخمين -هاي ما مطابقت دارند

 

فراواني هليم و دتريم در كيهان

 

با توجه به اين كه در ابتداي كيهان دما بسيار زياد بوده است مي تواند دليل خوبي برتائيد  اين مطلب باشد كه هليم و دتريم پيش از تشكيل هر ستاره اي در جهان بوجود آمده اند  .  اين عناصر در همجوشي هاي هسته اي توليد مي شوند. همجوشي يك پروتون با يك نترون منجر به توليد دتريم - هيدروژن سنگين - مي شود . اين فرايند تنها در دماهاي بسياربالا مثل دماي هسته ي ستاره ها امكان پذير است . در سال 1946 ، جورج گاموو

 

 (George Gamow) يكي ازدانشجويان فريدمن  پيشنهاد داد كه همجوشي هسته اي مي بايست در كيهان اوليه زماني كه دما بسيار بالا بود اتفاق افتاده باشد . اين فرآيند سنتز هسته اي نام دارد ، كه منجر به توليد هليم و دتريم (همچنن مقداري ليتيم و بريليوم) از درياي انبوه پروتون ها و نترون هاي پر انرژي كيهان اوليه  شده است .در اوايل دهه ي 1960 طيف سنجي ستاره هاي محلي نشان داد كه هليم 20 تا 30 در صد از جرم ستاره ها را تشكيل مي دهد . و بقيه جرم ستاره را غالبا ازهيدروژن تشكيل شده است . تنها دو منبع در جهان حاضر فادر به توليد هليم هستند كه يكي ستاره هاي آسمانند و ديگري بمب هاي اتمي . هر دو اين ها با استفاده از همجوشي هسته اي و در آميختن هسته هاي هيدروژن ، هليم توليد مي كنند كه انرژي فراواني نيز از اين فرايند توليد مي شود .ستاره شناسان بر اين اعتقادنند كه اگر تمامي هليم موجود در جهان توسط ستاره ها توليد شده است درنتيجه روشنايي آسمان بايد بيشتر از حال حاضر باشد . بنابراين هليوم موجود مي بايد قبل از ستاره ها توليد شده باشد .

 

برپايه تئوري سنتز هسته اي مدل بيگ بنگ فيزيكدان ها در اواسط دهه ي 1960 تخمين زدند كه در حدود يك چهام جرم كيهان در ابتدا به هليم تبديل شده است ، در حالي كه باقيمانده جرم به هيدروژن تبديل شده. اين مقدار با اندازه  گيري هاي اوليه 20 تا 30 درصد فراواني هليم ، كه امروزه مشاهده مي كنيم - كه توسط بيگ بنگ ، قبل از اينكه در ستاره اي توليد شود، توليد شده است -  سازگار است . در اوايل دهه ي 1970 با مطالعه طيف ديگر كهكشان ها مشخص شد كه اكثريت هليم مشاهده شده  قبل از شكل گيري ستاره اي در كيهان وجود داشته است .

 

 مقدار اكسيژن موجود در ستاره ميزان سنتز هسته اي ستاره را نشان مي دهد زيرا اين ستاره ها هستند كه توسط همجوشي هسته اي هيدروژن عناصر سنگين تري مثل : اكسيژن ، نيتروژن ، كربن و هليوم را توليد مي كنند . اگر همانند اكسيژن تمامي هليوم موجود در كيهان توسط ستاره ها توليد شده باشد انتظار نمي رود در كهكشان هايي كه اكسيژن ندارند هليوم يافت شود زيرا كهكشان ها قبل از شكل گيري عناصرسنگين در ستاره ها شكل گرفته اند . براي شكل گيري يك كهكشان مقدار اوليه هليوم  مورد نياز در حدود 24 درصد است و اين مطلب تاييدي بر وجود تئوري سنتز هسته اي بيگ بنگ است . به اين معنا كه بايد در جهان اوليه هليوم توليد شده باشد . نتايج رصدي از اين تئوري - كه در جهان اوليه يك چهارم جرم كيهان توسط سنتز هسته اي به هليوم تبديل شده است - دفاع مي كنند .

 

 شاهد ديگري براي تاييد سنتز هسته اي در كيهان اوليه دتريوم مي باشد . دتريم بر خلاف هليوم هرگز در مركز ستاره ها توليد نمي شود .دتريم توليد شده در ستاره ها در دماي بالا و فشار زياد بلا فاصله يا تجزيه

 

مي شود- در دمايي بالاتر از يك ميليون درجه كلوين دتريم به يك پروتون و يك نترون تجزيه مي شود- و يا اينكه به هليوم تبديل مي شود  . ستاره شناسان در اوايل دهه 1970 پي بردنند كه عاملي نا مشخص در كيهان حاضر منجر به توليد دتريم مي شود . مطالعات انجام گرفته در سال 1973 بر روي طيف جذبي ستاره هاي نزديك  شان داد كه ماده ي ميان ستاره اي حاوي مقدار كمي دتريوم مي باشد . و از آنجا كه ستاره ها قادر به توليد دتريوم نمي باشد ، در نتيجه دتريوم موجود مي بايستي درابتداي شكل گيري كهكشان ها يا حتي قبل از آن توليد شده باشد . با وجود  اينكه در كيهان اوليه دما به شدت بالا بوده است ولي به دليل انبساط عالم چگالي و فشار به سرعت كاهش يافته طي اين مدت دتريوم توليد شده فرصتي براي تجزيه پيدا نكرده است . بر اين اساس فراواني هليوم و دتريوم موجود در جهان شاهد ديگري است بر آغازي با دماي بالا، براي كيهان كه اين انفجار نيرومند با مدل بيگ بنگ سازگاري دارد .

 

تابش پس زمينه ي كيهاني  

 

دليل سوم و نهايي براي مدل بيگ بنگ تابش پس زمينه ي كيهاني است . در سال 1948 آقاي گاموو

 

 پيش بيني كرد كه  تابش حاصل از سنتز هسته اي كيهان اوليه هنوز فابل آشكار سازي است . او دماي لازم براي تشكيل هليوم در كيهان اوليه را محاسبه كرد و بر اساس آن دماي تابش هاي به جا مانده از آن فرآيند را  در جهان امروز حدود 5 درجه ي كلوين تخمين زد . اغلب فيزيكدان هاي تئوري و حتي خود او بر اين باور بودند كه اين دما براي رديابي بسيار ضعيف است.

 

به هر حال در سال 1964 دو ستاره شناس راديويي به نام هاي آرنو پنزياس (Arno Penzias) و رابرت ويلسون (Robert Wilson) مي كوشيدند تا سيگنال هاي مزاحم  پس زمينه را از سيگنال هاي دريافتي آنتن راديويي خود حذف كنند . آنها بر اين باور بودند كه عامل اين نويز مزاحم  پس زمينه فضله ي كبوتراني است كه در آنتن راديويي آنها لانه كرده اند و با پاك كردن اين فضله ها مي توانند اين نويز مزاحم را حذف كنند اما پس از يك سال آنها همچنان اين نويز مزاحم را دريافت مي كردنند ، و قادر به حذف آن نبودند . آن دو متوجه شدن كه اين نويز در تمام جهات به صورت يكسان دريافت مي شود - چه آنتن راديويي آن ها به سمت خورشيد هدفگيري شده باشد يا به سمت مركز كهكشان و يا حتي محدوده هاي خالي آسمان-  اين بدان معنا بود كه اين سيگنال مي بايستي از وراي كهكشان منشاء داشته باشد ، در غير اين صورت نمي توانست در تمام جهات آسمان به صورت يكسان دريافت شود . همگرايي شديد اين سيگنال نشان مي داد كه منبع اين سيگنال در فاصله ي دوري از ما قرار دارد به عبارت ديگر در اوايل عمر كيهان اتفاق افتاده است .همچنين منبع اين سيگنال مي بايستي  پر قدرت باشد كه در حال حاضر ما قادر به آشكار سازي آن هستيم . سرانجام فيزيكدان ها پي بردند كه اين تابش ها از انفجار اوليه كيهان منشاء  گرفته اند - همان طور كه  آقاي گاموو پيش بيني كرده بود - . اما آن ها چگونه مي توانستند مطمئن شوند كه كشف پنزياس و ويلسون همان تابش پس زمينه ي كيهاني است ؟

 

اگر اين تابش حاصل بيگ بنگ باشد بايد از طيف جسم متعارفي كه جسم سياه ناميده مي شود  پيروي كند. جسم سياه جسمي است كه تمام تابش دريافتي را جذب مي كند . بر اساس مدل بيگ بنگ كيهان اوليه تجمعي فشرده شده از ذره و نور بوده است ، و دمايي بسيار بالا داشته است . در يك چنين محيطي ذره دائما با نور در برخورد بوده است ، آن را جذب مي كرده و دوباره آن را تابش مي كرده است . نور در يك چنين شرايطي داراي طيف جسم سياه مي باشد ، و اين مشخصه نور در طول سفرش در فضاي منبسط شونده ثابت مي ماند . در طيف جسم سياه هر طول موج داراي شدت خاصي است . و اين شدت در طول موج هاي مختلف تنها تابع دماي جسم است . بنابراين ستاره شناسان با اندازه گيري شدت تابش در طول موج هاي مختلف ميتوانند نتيجه يگيرند كه اين تابش با تابش جسم سياه مطابقت دارد يا خير.

 

در دهه ي 1970 گروه هاي مختلفي شدت تابش را در امواج ماكرو ويو و فروسرخ اندازه گيري كردند . تمامي اين مشاهدات تاييد كرد كه تابش پس زمينه ي كيهاني يك تابش جسم سياه مي باشد و دماي آن در حدود 3 درجه ي كلوين است . در سال 1991 رصد خانه فضايي COBE  اندازه گيري دقيقي از تابش پس زمينه ي كيهاني انجام داد و نتيجه بسيار شگفت آور بود . در 43 مورد اطلاعات اندازه گيري شده همخواني كاملي با طيف جسم سياه داشتند .  اين اطلاعات چنان با طيف جسم سياه هم خواني داشتند كه نمودار طيف جسم سياه به طور كامل در پس آن ها مهو مي شد . اين مورد ، آخرين نمونه از يكسان بودن فيزيك تئوري و مشاهدات انجام  گرفته شده توسط نجوم بود . 

 

بر اساس اندازه گيري هاي ماهواره COBE  دماي تابش  پس زمينه ي كيهاني مي بايستي  0.010±2.726باشد . اين مقدار اندازه گيري شده به اندازه قابل توجهي از مقدار اصلي تابش كمتر است ودليل اين امر انبساط عالم مي باشد -عالم منيسط شونده  منجر به افزايش  طول موج تابش شده  و انرژي موج را كاهش مي دهد - اين موج به اندازه سن عالم در راه بوده تا به ما برسد . امروزه ستاره شناسان مي دانند كه عالم منبسط شونده طول موج تابش پس زمينه ي كيهاني را با ضريب 1000 افزايش مي دهد . درخش پس از بيگ بنگ در زماني اتفاق افتاده است كه عالم تنها 000/500 هزار سال عمر داشته است در نتيجه تابش پس زمينه ي كيهاني قديمي ترين سوژه رصد شده تا كنون است .در حقيقت ما اتفاقات حاصل از بيگ بنگ را نظاره مي كنيم .

 

نتيجه

 

در قرن بيستم ما نظاره گر جهش بزرگي در درك و شناخت كيهان بوديم . از زماني كه معتقد به جهاني پايدار بوديم چندي نمي گذرد . كهكشان هاي دوردست كه از ما دور مي شوند ما را متوجه ساختند  كه جهان در حال انبساط است .  با سفري به گذشته اين جهان منبسط شونده ما به كيهان اوليه اي چگال و داغ مي رسيم .  در ميانه هاي قرن بيستم به اين مطلب پي برديم كه واكنش هاي هسته اي در كيهان اوليه رخ داده اند دليلي بر فراواني نسبي هليوم و دتريوم مي باشند .  با حركت به جلو توانستيم درخش پس از بيگ بنگ را كه ميليارد ها سال پيش اتفاق افتاده است ،  آشكار سازي كنيم . در نهايت كشف اين كه جهان با بيگ بنگ آغاز شده است ممكن است مانند ساير اكتشافات انسان ثابت و پا بر جا باقي بماند .

 

اگر چه بيگ بنگ به عنوان تنها تصور جهاني از جهان است . اما امروزه فيزيكدان هاي ذره اي در حال تدارك تئوري در مورد تاريخ جهان در چند ترليونيوم ثانيه پس از بيگ بنگ هستند . آنها قادرند كه نظري هاي خود را با استفاده از شتاب دهنده هاي ذرات امتحان كنند و وقايع را ( حتي با انرژي هاي بالا ) همانند جهان اوليه شبيه سازي كنند .  براي درك اينكه جهان چگونه آغاز شده است تئوري بايد تدوين شود كه شامل نظريه نسبيت عام (به دليل جاذبه باور نكردني جهان اوليه) و مكانيك كوانتومي (به دليل چگال  و فشرده بودن جهان اوليه) باشد . هدف فيزيك امروزه ارتقا بخشيدن نظريه كوانتومي جاذبه است تا جايي كه روزي ما به اين حقيقت پي ببريم كه چه چيزي در لحظه ي تولد جهان اتفاق افتاده است .

 

 

 

Uki D. Takahashi  نویسنده ی این مقاله دانشجوي سال سوم موسسه ي فناوري كلتك در رشته فيزيك و نجوم است . 

 

ترجمه : هومن کرم نژاد

+ نوشته شده توسط مائده شباب در پنجشنبه هفتم آذر 1387 و ساعت 18:32 |

سلام دوستان



 

تقریبا دو روز پیش از خسوف با توجه به هم زمانی این پدیده ی نجومی با شب نیمه شعبان تصمیم گرفتیم رصد عمومی برگزار کنیم .

تلسکوپ و دوربین دوچشمی رو ساعت 8:30 در کنار ساحل زیبای بوشهر مستقرکردیم.که در همون اول با استقبال گرمی مواجه شدیم.

خانم هاشمی نسب (منجم آماتور) نیز در کنار رصد مردم از ماه و مشتری اطلاعاتی رو در مورد این اجرام در اختیارشون می ذاشت.

همچنین آقای کرمی (مسئول رصدخانه ی مهر ) با دو چشمی که در اختیار مردم گذاشته بود اطلاعاتی رو در خصوص چگونگی وقوع خسوف در اختیارشون میذاشت.

آقای خضری( منجم آماتور ) هم نرم افزار Starry night رو به مردم توضیح می داد.همچنین در جلسه ی پرسش وپاسخی که برگزار شد به پاسخ گویی به سوالات مردمی پرداختند.

خانم هاشمی و آقای لک هم که مسئول تبلیغات بودند در برنامه ای ابتکاری هم زمان با برنامه ی پیاده روی خانوادگی به بین مردم رفته وبه توزیع اطلاعیه های نجومی پرداخته وسپس در خیابان های اصلی شهر به ادامه ی تبلیغات پرداختند که باعث پرشورتر شدن رصدمون شدن.

همچنین آقایان حسینی،ترکی و گیتی زاده (منجمان آماتور)نیز درتدارک برنامه زحمت زیادی کشیدند. و با حضور خود موجب برگزاری هرچه بهتر این برنامه شدند.

منم در برگزاری وساماندهی برنامه نقش کوچکی رو ایفا کردم.

با تشکر صمیمانه از همه ی دوستان

+ نوشته شده توسط سیده فهیمه مهیمنی در چهارشنبه سی ام مرداد 1387 و ساعت 12:36 |

سلام به همه ی ستاره های زمینی. امیدوارم که خوب باشینو آسمون دلتون ابری نباشه.ما تصمیم گرفتیم واسه اینکه وبلاگ بهتر بشه و جالب تر بشه تغییر شیوه بدیم.یعنی به جای نوشتن فقط خبر بیشتر از خودمون و فعالیتامون بنویسیم. پس منتظر ما باشید که با خبر های خوب قراره فعالیتمون رو ادامه بدیم . امیدوارم بپسندین.

کنج دلتون خندون .آسمونش پر ستاره .

یاحق

+ نوشته شده توسط مائده شباب در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 و ساعت 21:5 |
رابطه ی بین فضای و المپیک ؟!! 

اینطور که به نظر می رسد ، فضا و المپیک هیچ شباهت و رابطه ای با هم ندارند . اما اگر خیلی دقت کنید بالاخره می شود چند تا شباهت کوچک بین المپیک امسال و فضا پیدا کرد. مثلا این تصویر از آتش بازی مراسم افتتاحیه در پکن می تواند شبیه به انفجار یک ابرنواختر باشد .



نرم افزار Google Earth به تازگی با به روز رسانی تصاویر ماهواره ای برای شهر پکن ، نقشه ی کامل و واضحی از مکان های برگزاری المپیک تهیه کرده. همچنین با استفاده از این نقشه ها یک تور سه بعدی و مجازی بر فراز تاسیسات و ساختمان های مربوط به المپیک به راه انداخته است.


 اولین زن فضانورد ، فضانورد روسی Valentina Tereshkova بود . Tereshkova یکی از 80 دونده ی روس بود که در آوریل امسال، مشعل المپیک 2008 را در کشور روسیه (در چارچوب حرکت مشکل در سراسر جهان) حمل کرد .

شیخ مظفر شکور فضانورد دیگری بود که با مشعل المپیک بر فراز برج بزرگ کوالالامپور دوید. شیخ مظفر اولین مالزیایی فضانورد بود که تنها شش ماه قبل از حمل مشعل المپیک از ایستگاه فضایی بین المللی به زمین برگشته بود .


امسال چند فضانوردان چینی هم این مشعل را که نماد المپیک محسوب می شود حمل کردند اما هیچ کدام از فضانوردان آمریکایی در حرکت دادن مشعل شرکت نداشتند .  Fei Junlong و  Nie Haishengکه در ماه می از ماموریت فضایی Shenzou 6 به چین بازگشته بودند و Yang Liwei اولین فضانورد چینی از جمله کسانی بودند که با مشعل این دوره از بازی ها  در پکن دویدند.


 


در المپیک 2008 از تکنولوژی "riblet" در مسابقات قایقرانی المپیک استفاده خواهد شد. ناسا تکنولوژی "riblet" را برای بهبود شرایط ایرودینامیکی هواپیماها طراحی کرده بود. Riblet ها قطعات کوچک و شیارداری هستند به شکل حرف V با زاویه ای جهت هدایت جریان هوا . پیش از این از  Riblet ها برای مسابقات شنای بازيهاى ملتهاى امريکايى استفاده شده بود .


همچنین ، در کفش ورزشکاران از بالشتک هایی استفاده می شود که برای سرنشینان آپولو و مسافران ماه ساخته شده بود.

+ نوشته شده توسط مائده شباب در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 و ساعت 18:50 |
چرا پلوتو نبايد يك سياره باشد. اين سوال تعداد زيادي از منجمان بود كه روز پنج شنبه گرد هم آمده بودند. 
 
 
 

دوم شهريورماه سال 1385. يادتان مي آيد؟ روزي سرنوشت ساز براي پلوتو. جرمي كه حتي از هفت ماه منظومه‌ي شمسي و بدتر از همه از ماه زمين هم ريز تر است. منظومه‌ي شمسي اين‌قدر گستاخانه با اعضاي ريزش برخورد نكرده‌است كه با پلوتو! در آن روز 474 نفر از اعضاء اتحاديه بين المللي نجوم راي به حذف نام پلوتو از ليست سيارات منظومه شمسي دادند. اعلام اين راي سر و صداي زيادي را به پا كرد. با اينكه حدود 2 سال است كه نام پلوتو در ليست سيارات كوتوله قرار گرفته اما هنوز منجمان زيادي وجود دارند كه راي اتحاديه بين المللي نجوم را در اين رابطه بي اعتبار مي دانند. روز پنج شنبه هفته گذشته تعداد زيادي از منجمان در كنفرانسي كه در مريلند برگزار شده بود ضمن اعتراض به راي اتحاديه به ارائه دلايل خود مبني بر اينكه پلوتو هنوز نهمين عضو منظومه شمسي است پرداختند. همان طور كه مي دانيد تعريف اتحاديه نجوم از سياره به اين صورت است: جسمي آسماني كه ضمن گردش به دور خورشيد منطقه اطراف مدارش را پاك كرده و به قدر كافي جرم داشته باشد تا به تعادل هيدرواستاتيكي برسد(يعني شكلي گرد داشته باشد) و همچنين نبايد قمر باشد. اين تعريف پلوتو را در بر نمي گيرد.

در همايش روز پنج شنبه تعدادي از منجمان به اين تعريف اتحاديه نجوم از سياره اعتراض داشتند. آنها عقيده دارند كه معناي " پاك كردن منطقه اطراف مدار " چندان واضح نيست. گروهي ديگر از منجمان عقيده دارند كه تصميم‌گيري درباره‌ي اين‌كه چه اجسامي گرد اند يا چه اجسامي بر اثر نيروي گرانش خودشان شكل گرد پيدا كرده‌اند، كار ساده‌اي نيست. به نظر نمي‌رسد ويژگي‌هاي فيزيكي ساده‌اي مثل جرم، اندازه يا چگالي كمكي به دسته‌بندي اجرام گرد بكنند. چون براي مثال سيارك پالاس با چگالي 2.9 گرم بر سانتيمتر مكعب، شكلي نامنظم دارد ولي قمر انسلادوس با چگالي 1.61 گرم بر سانتيمتر مكعب نه تنها گرد است، بلكه كروي است. جالب است بدانيد كه پلوتو وقتي به نزديك‌ترين فاصله اش از خورشيد مي‌رسد از سياره‌ي نپتون هم به خورشيد نزديك‌تر مي‌شود. زيرا بخشي از مدار پلوتو درون مدار نپتون است. مدار پلوتو بيشتر شبيه مدار دنباله‌دارهاست تا سياره‌ها. يعني از 18 بهمن 1357 تا 22 بهمن 1377 پلوتو درون مدار نپتون بود و نپتون دورترين سياره از خورشيد تلقي مي‌شد. تعداد كمي از منجمان نيز بر اين پديده تاكيد مي كنند آن را گواهي بر سياره بودن پلوتو مي دانند.

تصوير تلسكوپ فضايي هابل از پلوتو و چارون(فوريه 2006)
 
اما شايد اين سوال براي شما نيز پيش آمده باشد كه چرا چنين سرنوشتي نصيب پلوتو شد؟ بايد تاريخ را به دو سال قبل يعني مردادماه 1385 برگردانيم! زماني كه گروه 19 نفري كه مسئوليت تعريف " سياره " را بر عهده داشتند پيش نويسي تهيه كردند. پيش‌نويسي كه به جلسه‌ي IAU رسيد بيان مي‌كرد كه يك سياره، جسمي است كه به دور خورشيد مي‌گردد و آن قدر جرم دارد كه بر اثر نيروي گرانش خودش شكلي كروي داشته باشد. بر اساس اين تعريف كميته‌ي تعيين ماهيت سيارات پيشنهاد كرده‌بود كه سرس، پلوتو و قمرش كارن و سدنا در فهرست سيارات منظومه‌ي شمسي قرار بگيرند. به اين ترتيب تعداد سيارات به 12 عدد مي‌رسيد. مشكل همين‌جا تمام مي‌شد اگر منظومه‌ي شمسي هيچ جسم ديگري نداشت. ولي در آن زمان پيش‌بيني شد كه بيش از 200 جرم در كمربند كويي‌پر وجود دارد كه همگي گرد اند. فكرش را بكنيد چه كسي مي‌توانست نام تمامي سيارات منظومه‌ي شمسي را از حفظ باشد؟! در نهايت اين نظر مورد موافقت همه‌ي اعضا قرار نگرفت و در جلسه‌ي IAU در حدود 474 نفر از اخترشناسان درباره‌ي ماهيت يك سياره و آن‌چه كه يك سياره را از صخره يا اجرام ريز منظومه‌ي شمسي متمايز مي‌كند رأي دادند و تصميم گرفتند به جاي اين‌كه ده‌ها جرم ديگر را به فهرست سيارات منظومه‌ي شمسي وارد كنند، فقط پلوتو بيچاره را از مقامش عزل كنند. نتيجه‌ي رأي گيري اين شد كه تمام اجرام منظومه‌ي شمسي به سه دسته سيارات، سيارات كوتوله و اجرام كوچك منظومه شمسي تقسيم شدند. جالب است بدانيد در نظرسنجي جديدي كه وب سايت plutopetition درباره سياره بودن يا نبودن پلوتو از كاربران خود به عمل آورده بيش از 80 درصد از شركت كنندگان به سياره بودن پلوتو " آري " گفته اند!
+ نوشته شده توسط مائده شباب در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 و ساعت 18:46 |
 مردادماه برای بسیاری از رصدگران بارشهای شهابی یادآور بارش بسیار زیبای برساوشی است. بار شهابی برساووشی امسال روز سه شنبه 22 مردادماه به اوج خواهد رسید. بر طبق محاسبات انجام شده این بارش در بین ساعت های 11 و 30 دقیقه به وقت جهانی برابر با ساعت 16 به وقت ایران و 14 به وقت جهانی برابر با 18 و 30 دقیقه به وقت ایران به اوج خواهد رسید. در این زمان هنوز برای ایران روز است و می بایست تا بامداد روز بعد، چهارشنبه 23 مرداد به انتظار بنشینید. تعداد شهاب در بارش برساووشی در زمانی که کانون بارش در بالاترین ارتفاع از افق قرار دارد 100 عدد ثبت شده است. به عبارت دیگر ZHR برابر 100است.
بارش شهابی برساووشی از بازمانده های گرد و غبار دنباله داری به نام 109 سوئیف تاتل Swift-Tuttle است. دنباله دار Swift-Tuttle در 16 جولای 1862 توسط دو منجم به نام های Lewis Swift و Horace Parnell Tuttle کشف شد. این دنباله دار دارای دوره تناوب بالایی است و آخرین ملاقات آن در سال 1992 بوده و تا جولای 2126 به ملاقات خورشید نخواهد آمد و مدار دنباله دار نیز تا 51 واحد نجومی از خورشید کشیده می شود.
 
تصویری از بارش شهابی برساووشی در سال 1837 میلادی
 
اما برای ایران وضعیت رصدی این بارش را می توان به دو بخش تقسیم کرد. قبل از اوج بارش و پس از اوج بارش. اگر در بامداد روز سه شنبه  22 مردادماه به ملاقات این بارش بروید تا صبح روز 22 مردادماه ساعت 5 و 30 دقیقه فرصت دارید که این بارش را مشاهده کنید. تا این زمان بین 11 الی 16 ساعت مانده به اوج بارش است.
اگر در شامگاه روز سه شنبه 22 مردادماه برنامه رصدی خود را تنظیم کنید اقبال بیشتری برای رصد این بارش خواهید داشت. صورت فلکی برساووش در ساعت 23 در ارتفاع 15 درجه ای از افق شمال شرقی خواهد بود و البته ماه نیز در ساعت 2 و 24 دقیقه غروب خواهد کرد. اما به دلیل اینکه ماه در نزدیکی افق جنوب غربی قرار دارد موقعیت این بارش در شامگاه 22 مرداد و بامداد 23 مرداد وضعیت مناسبی خواهد داشت.
 
به منظور دیدن تصویر کامل بر روی تصویر بالا کلیک کنید.
 
 
اما در این بین مهتاب تابان کمی مزاحم کار خواهد شد. فاز ماه در بامداد روز سه شنبه 22 مردادماه برابر با 77 درصد و زمان غروب آن ساعت 1 و 40 دقیقه می باشد. در بامداد روز 23 مردادماه فاز ماه 84.4 درصد و زمان غروب ماه 2 و 24 دقیقه خواهد بود. درباره بارشهای شهابی باید بگویم که هیچگاه به طور دقیق نمی توان زمان اوج را محاسبه کرد. به عنوان مثال در سال 1377 شمسی بارش شهابی اسدی یک روز زودتر به اوج رسید و باعث حیرت بسیاری از رصدگران آسمان شب شد.

* بیشتر بدانیم :
اگر بیش از 5 شهاب از یک نقطه در آسمان پدیدار شوند ( یعنی امتداد برعکس حرکت آنها به یک نقطه برسد ) این مکان در آسمان را کانون بارش شهابی گویند. بارش شهابی بر اساس نام صورت فلکی که در آن قرار دارد یا ستاره ای که در نزدیکی ان است نام گذاری می شود. مانند بارش شهابی اسدی ( شیری ) که کانونی آن در صورت فلکی شیر قرار درد. بار شهابی اتا دلوی که کانون بارش در کنار ستاره اتا در صورت فلکی دلو قرار دارد.
 
 
بدست آوردن کانونی بارش شهابی
 
+ نوشته شده توسط سیده فهیمه مهیمنی در شنبه نوزدهم مرداد 1387 و ساعت 10:53 |
با گذشت 9 سال از خورشید گرفتگی 20 مرداد 1378، آسمان مرداد بار دیگر شاهد یک خورشیدگرفتگی خواهد بود. این گرفت از ایران به صورت جزئی قابل رویت است.

 

مردادماه همیشه یاد و خاطره زیباترین صحنه زندگی را برای ما ایرانیان و به خصوص منجمان ایرانی زنده می‌کند. خورشیدگرفتگی 20 مرداد 1378 که در آن روز خورشید فروزان برای دقایقی در پهنه‌ی ایران زمین در پس ماه پنهان شد و ایرانیان شاهد رویداد ‌کم‌نظر خورشید‌گرفتگی کلی بودند. اکنون با گذشت 9 سال از آن واقعه بار دیگر شاهد یک خورشید‌گرفتگی کلی در ماه مرداد خواهیم بود.

 

مشخصات خورشیدگرفتگی 11 مرداد 1387

 

همان‌طور که می‌دانید در مردادماه امسال دو رویداد بسیار زیبا به وقوع خواهد پیوست، خورشید گرفتگی 11 و ماه گرفتگی 26 مردادماه. هر کدام از این رویدادها چه به صورت کلی و چه جزئی از جذابیت بسیار زیادی برخوردار است.

 

در ظهر روز جمعه 11 مردادماه 1387 ساکنین شمال کانادا، روسیه، مغولستان و چین شاهد خورشید گرفتگی به صورت کلی خواهند بود و در کشور ایران نیز این گرفت به صورت جزئی قابل رویت است. این خورشید گرفتگی جزو دروه ساروسی 126 و دارای قدر گرفت 103 درصد خواهد بود. یعنی قرص ماه 3 درصد از قرص خورشید بزرگتر است و آن را دقایقی پنهان خواهد ساخت. بیشترین زمان گرفت در منطقه‌ای با عرض جغرافیایی 65 درجه و 38 دقیقه شمالی و 72 درجه و 18 دقیقه‌ی شرقی نزدیک به شهر نادیم در شمال روسیه روی خواهد داد که در این مکان قطر سایه ماه 236.9 کیلومتر و مدت گرفت 2 دقیقه و 27.2 ثانیه است.

 
مراحل خورشید گرفتگی
تصویر: مراحل خورشیدگرفتگی کامل / اشتفان زیپ

 

صبح روز 11 مردادماه 1387برابر با اول آگوست 2008 ، گرفت جزئی در شمال شرقی کانادا در ساعت 08 و 05 دقیقه و 11.4 ثانیه به وقت جهانی(UT) آغاز می‌شود. سپس سایه ماه پس از 2 سال و 4 ماه و 2 روز دوری، در ساعت 9 و 22 دقیقه و 12.5 ثانیه به وقت جهانی از شمال قاره آمریکا و منطقه‌ای به نام جزیره ویکتوریا وارد زمین شده و حرکت چند ساعته‌ی خویش را آغاز می‌کند. در این مکان قطر سایه ماه در حدود 212 کیلومتر و بیشترین زمان گرفت 1 دقیقه و 32.6 ثانیه است. سایه ماه با سرعتی بسیار بالا و نزدیک به 7000 کیلومتر در ساعت مسیر خود را ادامه خواهد داد و در ساعت 9 و 36 دقیقه و 36 ثانیه به مختصات جغرافیایی 000°W و 83°36.4'N   خواهد رسید. مکانی که گفته شد، نزدیک‌ترین فاصله را تا قطب شمال برای خط این گرفت خواهد داشت و خورشید برای مدت 2 دقیقه و 11.6 ثانیه در پشت ماه پنهان خواهد شد. اگر چه اوضاع جوی نامناسب در این نواحی اقبال رصد این خورشید‌گرفتگی را بیش‌تر از 7 درصد نمی‌داند.

 

سایه در ادامه مسیر وارد دریای معروف برنت می‌شود و سپس از عرض کشور پهناور روسیه رد خواهد شد. اولین منطقه‌ای که در روسیه این گرفت کامل را خواهد دید، شهر «Yar Sale» نام دارد. در این مکان سایه در ساعت 10 و 17 دقیقه و 12 ثانیه برای این مردم خورشیدگرفتگی کامل را به ارمغان خواهد آورد. پس از آن خورشید به سومین شهر بزرگ و پرجمعیت روسیه یعنی نووسیبریک خواهد رسید. مکانی که از نظر موقعیت آب و هوایی با احتمال صاف بودن هوا به میزان 60 درصد و همچنین موقعیت اجتماعی و رصدی بسیار جالب توجه است. ساعت 9 و 41 دقیقه و 9 ثانیه مردم این شهر شاهد شروع گرفتگی به صورت جزئی خواهند بود و ساعت 10 و 43 دقیقه و 49 ثانیه گرفت کامل آغاز خواهد شد. گرفت کامل خورشید در ساعت 10 و 46 دقیقه و 9 ثانیه پایان خواهد یافت و سایه ماه در مسیر پر خاطره‌ی خویش در ساعت 10 و 55 دقیقه وارد مرز 4 کشور روسیه، قزاقستان، چین و مغولستان خواهد شد.

 

سپس سایه در امتدادی چند صد کیلومتری همزمان از جنوب مغولستان و شمال چین عبور می‌کند. کوهستان التای در مغولستان محیط جالبی را برای رصد این گرفت فراهم می‌کند. هنگام ورود سایه به کشور پهناور چین سایه ماه در ساعت 11 و 10 دقیقه به بهترین منطقه‌ی رصد از لحاظ صاف‌بودن هوا خواهد رسید. این نقطه در نزدیکی شهر معروف هامی واقع است که احتمال ابری بودن هوا زیر 30 درصد خواهد بود. اگر چه شهر هامی در خارج از خط، گرفت جزئی بسیار عمیقی را شاهد خواهد بود. سپس سایه‌ی خورشید پس از طی هزاران کیلومتر در ساعت 11 و 20 دقیقه و 29 ثانیه به شهر نانیانگ خواهد رسید و در این شهر شاهد گرفت کلی به مدت 48.5 ثانیه خواهند بود. در این منطقه قطر سایه به 208 کیلومتر رسیده است. آخرین شهری که این گرفت را خواهد دید نامش لوهو در عرض جغرافیایی 33º 33' 31" N و طول جغرافیایی 113º  59' 47" E خواهد بود. در این مکان برای مدت 29.9 ثانیه خواهد گرفت و زمان شروع گفت کامل 11 و 18 دقیقه و 54 ثانیه است. پس از آن سایه ماه از زمین رخت بر می‌کند تا در گرفت بعدی که در سال 2009 خواهد بود به زمین باز گردد.

 

وضعیت خورشیدگرفتگی در ایران

 

ایران در محدوده‌ای قرار دارد که گرفت جزئی را شاهد خواهد بود. همان‌طور که می‌دانید کشور ایران تا روز 30 اسفند 1412 شاهد گرفت کلی نخواهد بود. پس لازم است که برای رصد گرفت کلی به کشورهایی که گرفت کلی در نزدیکی آن رخ می‌دهد برویم که گرفت امسال و سال آینده بهترین فرصت‌ها را فراهم خواهند کرد. در روز 11 مرداد 1387 اولین منطقه‌ای که در ایران گرفت را خواهد دید روستای بورآلان در مرز ایران و کشور ترکیه است. پس از این روستا، در شهر ماکو در ساعت 14 و 18 دقیقه و 30 گرفت جزئی آغاز خواهد شد و در ساعت 15 و 16 دقیقه و 50 ثانیه به بیشترین حد گرفت یعنی 32 درصد خواهد رسید و سپس در ساعت 16 و 11 دقیقه و 36 ثانیه پایان خواهد یافت.

 

بیشترین درصد گرفت در کشور ایران در منطقه شمال شرقی روی خواهد داد. شهر سرخس در مرز ایران و ترکمنستان شاهد گرفتی با 53.4 درصد خواهد بود. خورشیدگرفتگی جزئی ساعت 14 و 35 دقیقه و 55 ثانیه در شهر سرخس آغاز خواهد شد در ساعت 15 و 49 دقیقه و 31 ثانیه به بیشینه‌ی خود می‌رسد که در این زمان 53.4 درصد خورشید در پشت ماه پنهان شده است و در نهایت گرفت جزئی در ساعت 16 و 38 دقیقه و 10 ثانیه در سرخس به پایان خواهد رسید.

برای رصد این خورشید‌گرفتگی دیدنی گروه‌هایی از کشورمان به شکار سایه شتافته‌اند که برای آن‌ها آرزوی موفقیت می‌کنیم

+ نوشته شده توسط سیده فهیمه مهیمنی در دوشنبه هفتم مرداد 1387 و ساعت 11:21 |
 مردادماه زماني مناسب براي مشاهده دو گرفت جزئي 

 

 

 

مردادماه امسال ايرانيان شاهد دو گرفتگي خواهند بود. يك كسوف و يك خسوف! هر دو گرفتگي به صورت جزئي و از تمام نقاط ايران قابل مشاهده خواهد بود.

خورشيد گرفتگي جزئي: روز جمعه 11 مردادماه در ساعت 13 و 34 دقيقه در تهران آغاز مي شود. در ساعت 14 و 33 دقيقه، ماه حداكثر 25 درصد قرص خورشيد را مي پوشاند. اين گرفتگي جزئي ساعت 15 و 28 دقيقه(به وقت تهران) پايان مي پذيرد. زمان و حداكثر ميزان پوشيدگي در ساير نقاط ايران با تهران متفاوت است. اين مقدار از حداكثر 43 درصد در ‌شمال شرق تا ‌حداقل 11 درصد در جنوب غربي كشور، متغير است. اين خورشيد‌گرفتگي از نوع كلي است كه در ايران و بسياري از نقاط جهان به صورت جزئي ديده مي‌شود. اين گرفتگي در بخش كوچكي از شمال كانادا و جزاير شمالي آن، شمال گرينلند، شمال و نواحي مركزي روسيه، غرب مغولستان و نواحي مركزي چين به صورت كلي ديده مي‌شود. اين گرفتگي در شمال كانادا، اروپا(جز بخشي از جنوب آن) و آسيا(جز بخش كوچكي از جنوب غرب و شرق آن) به صورت جزئي ديده مي‌شود.

نمايي از مسير خورشيد گرفتگي 11 مردادماه
 
ماه گرفتگي جزئي: شنبه 26 و يك‌شنبه 27 مردادماه به وقوع مي پيوندد. حداكثر پوشيدگي قرص ماه 85 درصد است(40 دقيقه بامداد يكشنبه). اين گرفتگي ساعت 2 و 15 دقيقه بامداد يكشنبه در حالي پايان مي پذيرد كه رصدگران زيادي در آسيا (جز بخشي از شرق روسيه)، اروپا، آفريقا، اقيانوسيه، جنوبگان و بخش عمده اي از آمريكاي جنوبي به تماشاي آن نشسته اند.
 
خورشيدگرفتگي حلقوي: روز دوشنبه 7 بهمن ماه و غير قابل رويت در ايران. اين گرفتگي در بخشي از اقيانوس اطلس جنوبي، اقيانوس هند، جنوب جزيره سوماترا به صورت حلقوي و در جنوب آفريقا، نيمي از جنوبگان، جنوب شرق آسيا و بخشي از استراليا به صورت جزئي ديده مي‌شود.
 
گرفت هاي سال 1388
در سال 1388، سه گرفتگي جزئي به وقوع مي پيوندد كه در موعد مقرر مشخصات دقيق هر يك از طريق پارس اسكاي به اطلاع شما مي رسد. اما براي آشنايي بيشتر به بررسي كلي هر يك مي پردازيم:
 
خورشيد گرفتگي جزئي: در چهارشنبه 31 تيرماه آغاز مي شود. تنها در مناطق مركزي و شرقي ايران قابل رويت است. در تهران قرص گرفته خورشيد در حالي طلوع مي كند كه مراحل باز شدن را سپري مي كند. اين گرفتگي در ساعت 6 و 16 دقيقه بامداد پايان مي يابد. اين گرفتگي در بخشي از كشورهاي هند نپال يونان بنگلادش چين و جزاير جنوبي ژاپن به صورت كلي و در آسيا جز بخش كوچكي از جنوب آن به صورت جزئي خواهد بود.
 
ماه گرفتگي جزئي: در پنج شنبه 10 دي ماه ساعت 22 و 22 دقيقه در تهران آغاز شده و ساعت 23 و 24 دقيقه پايان مي پذيرد. در تمام نقاط ايران قابل رويت است. همچنين رصدگران در آسيا، اروپا، آفريقا و استراليا از مشاهده آن بي بهره نخواهند بود! حداكثر پوشيدگي قرص ماه در تهران 4 درصد است.(ساعت محاسبه شده براي مراحل اين ماه گرفتگي مربوط به ورود ماه به نيم سايه زمين است و گذر ماه از نيم سايه مبناي وجوب شرعي نماز آيات نيست.)
 
خورشيد گرفتگي جزئي: در روز جمعه 25 دي ماه در ساعت 9 و 21 دقيقه به وقت تهران آغاز مي شود. در ساعت 10 و 23 دقيقه، ماه حداكثر 7 درصد از قرص خورشيد را در تهران مي پوشاند. زمان و حداكثر ميزان پوشيدگي در ساير نقاط ايران با تهران متفاوت است. اين مقدار از حداكثر 26 درصد در جنوب شرق تا حداقل 4 درصد در شمال غربي كشور متغير است. اين گرفتگي در بخشي از كشورهاي جمهوري آفريقاي مركزي، زئير، اوگاندا، كنيا، جزاير مالديو، جنوب هند، بنگلادش و چين به صورت حلقوي ديده مي شود. اين گرفتگي در بيشتر آسيا، مركز و جنوب اروپا و آفريقا(جز شمال غرب و بخش كوچكي از جنوب آن) به صورت جزئي مشاهده مي شود.
 
+ نوشته شده توسط مائده شباب در یکشنبه ششم مرداد 1387 و ساعت 17:50 |
عینک های سه بعدی خود را به چشم بزنید و به شمالگان مریخ نگاه کنید . 

پیش از این مریخ نورد فرصت ، تصاویری سه بعدی از دشت های فراخ مریخ را به زمین ارسال کرده بود ، تصاویری شگفت انگیز و حیرت آور . اما حالا فینیکس چشمان شما را به تماشای تصاویری دعوت می کند که تا کنون دیده نشده ،تصاویر سه بعدی از ناحیه ی شمالگان مریخ . عکسی که در زیر مشاهده می کنید ، تصویر سه بعدی و رنگی ناحیه ی نزدیک مریخ نشین است ، سرزمین عجایب لقبی است که  تیم تحقیقاتی فینیکس ، به این منطقه داده است .

 

 

 

تصویر سه بعدی زیر هم از عکسی به دست آمده که فینیکس در سی و سومین روز مریخی از ماموریت خود (28 ژوئن) تهیه کرده ، صفحات خورشیدی مریخ نشین در سمت راست تصویر دیده می شود .

 

 

 

 

این هم تصویر سه بعدی گودال سفید برفی ، جایی که عمده ی فعالیت های این روزهای فینیکس در آن انجام می گیرد ، در همین گودال بود که فینیکس برای اولین بار با قسمت هایی از یخ مریخ مواجه شد .این تصویر در روز 22 ام ماموریت تهیه شده است .

 

 

 

لذت تماشای این تصویر را از دست ندهید . صخره ی بزرگی که در این عکس می بینید Midgard نامیده شده است . قسمت هایی از بدنه ی فینیکس هم در گوشه ی سمت راست تصویر دیده می شود.

 

 

 

 

 

تصاویر بیشتری از آلبوم سه بعدی فینیکس را اینجا مشاهده کنید و لذت ببرید.

+ نوشته شده توسط مائده شباب در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 و ساعت 10:56 |
هياتي از دانشمندان به دعوت گروه مشورتي علمي امريکا عقيده دارند جست وجوي حيات فرازميني بايد به طور جامعي گسترش يابد تا آنچه را که آنها «حيات عجيب» مي نامند، دربرگيرد؛ حياتي شامل ارگانيسم هايي بدون DNA يا ديگر مولکول هاي موجود در شکل شناخته شده حيات.  

دانشمندان در گزارش خود چنين نتيجه مي گيرند که «تحقيق هيات مشخص مي کند وجود حيات به اشکالي متفاوت از حيات زميني هم ممکن است.» اين گزارش توسط انجمن ملي تحقيقات با عنوان «محدوديت هاي حيات ارگانيک در منظومه هاي سياره يي» منتشر شد. ديگر کارشناسان هم با تمجيد اين گزارش، از آن با عنوان بازانديشي در جست وجوي حيات ياد کردند. «مايکل مير» سرپرست دانشمندان برنامه اکتشاف مريخ ناسا چنين مي گويد؛ «اين موضوع به ما بسيار کمک مي کند تا مطمئن شويم که با چشماني باز جست وجو مي کنيم.»

اگرچه ستاره هاي دريايي، سکوياها و سمندرها و ديگر ساکنان زمين بسيار متنوع به نظر مي رسند، اما به طور شگفت آوري در مقياس مولکولي مشابهند. براي مثال تمام گونه هايي که دانشمندان تاکنون بررسي کرده اند، براي بقا به آب نياز دارند. علاوه بر اين همگي براي انتقال اطلاعات ژنتيکي به DNA وابسته هستند و به کمک مجموعه مشابهي از واحدهاي سازنده (که آمينواسيد ناميده مي شود) از اين اطلاعات براي ساخت پروتئين ها استفاده مي کنند.

ناسا مدت ها است روي حيات موجود در زمين تحقيق مي کند تا بتواند جست وجوي حيات در سياره هاي ديگر را هدايت کند. سياره ها و قمرهايي که نشانه هايي از آب مايع دارند، در صدر فهرست مکان هاي بالقوه براي ماموريت هاي کشف حيات قرار مي گيرند. نگارندگان اين گزارش عقيده دارند دلايل مناسبي وجود دارد که گمان کنيم مواد شيميايي ديگر هم مي توانند مبناي حيات قرار گيرند. «حيات عجيب» ممکن است از حياتي که ما کم وبيش آن را مي شناسيم، متفاوت باشد. براي مثال درحالي که DNA از فسفر به عنوان اسکلت اصلي بهره مي برد، مي توان اين اسکلت را از آرسنيک هم ساخت. همچنين حيات ممکن است در مايعاتي غير از آب، مثل آمونياک يا متان وجود داشته باشد. اين گزارش که روي وب سايت www.nationalacademies.org  هم آمده، حتي احتمال وجود حيات مبتني بر سيليسيم نه مبتني بر کربن را بررسي مي کند، اگرچه «مير» (که نقشي در اين پژوهش نداشته است) فکر مي کند زيست اخترشناسان بايد تحقيقات شان را بر اشکال حيات مبتني بر کربن محدود کنند.

او مي گويد؛«وقتي به جهان نگاه مي کنيم، ترکيبات با بيش از شش اتم، همگي شيمي کربني دارند، بنابراين نکته اين است که جست وجوي شيمي کربني شرط بندي بهتري است. اين شرايط به ما کمک مي کند تا بدانيم بايد دنبال چه بگرديم.» اين گزارش از ناسا و بنياد ملي علوم مي خواهد از تحقيق درباره «حيات عجيب» حمايت کنند. «استيون بنر» يکي از اعضاي اين هيات مي گويد؛ «شيميدانان بايد احتمالات شيميايي اشکال ممکن حيات را بررسي کنند.» نگارندگان تاکيد دارند که دانشمندان بايد در زمين هم دنبال «حيات عجيب» باشند. «جان باروس» رئيس هيات از دانشگاه واشنگتن مي گويد؛ «چيزهاي زيادي درباره زمين وجود دارد که هنوز نمي دانيم.» به گفته بنر «شواهد خوبي وجود دارد که نشان مي دهد حياتي که بر روي زمين مي شناسيم، با شکل عجيبي از حيات آغاز شده است.»

حيات آغازي زمين ممکن است مبتني بر RNA (شکل تک رشته يي DNA) باشد. اگرچه حيات مبتني بر DNA ممکن است بر اشکال ابتدايي تر سطح سياره غلبه کرده باشد، اما حيات RNA شايد همچنان در پناهگاه ها وجود داشته باشد. يک مکان بالقوه براي پنهان شدن در اعماق زير کف اقيانوس است. «باروس» مي گويد؛ «دنياي آغازي شگفت انگيزي در آن پايين وجود دارد. اگر در جست وجوي بقاياي جهان RNA هستيد، اينجا همان جايي است که بايد دنبالش باشيد.» با اين حال دانشمندان بايد براي جست وجوي «حيات عجيب» انواع جديدي از شناسگرها را بسازند. «بنر» مي گويد؛ «بدون شک در پژوهش هايي که تاکنون درمورد حيات سياره انجام داده ايم، اين را در نظر نگرفته ايم.» دانشمندان همچنين بيان داشتند که احتمال «حيات عجيب» بايد ناسا را وادار کند که در ماموريت هاي آينده اش بازنگري کند. آنها به ويژه به قمر زحل (تيتان) به عنوان گزينه يي نويدبخش اشاره مي کنند. کاوشگر «هويگنس» در سال 2005 علاوه بر مخلوطي از آب و آمونياک، شواهدي از بارش متان مايع بر سطح زحل يافت. هر دو يافته، وجود حيات را باورپذير مي کند (البته الزاماً نه به همان شکلي که مي شناسيم). گزارش چنين پايان مي يابد؛ «در اکتشاف فضايي امريکا هيچ چيز غم انگيزتر از آن نيست که در برخورد با حيات بيگانه، نتوانيم آن را تشخيص دهيم.»

                                                                      

+ نوشته شده توسط مائده شباب در شنبه بیست و دوم تیر 1387 و ساعت 20:36 |
شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران دومین دوره رقابت رصدی صوفی را که با هدف تکریم و بزرگداشت مقام علمی عبدالرحمن صوفی رازی طراحی شده است ، در روزهای 7 و 8 شهریور ماه سال جاری در استان سیستان و بلوچستان و با همکاری استانداری این استان و گروههای نجومی محلی برگزار خواهد شد.  
شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران دومین دوره رقابت رصدی صوفی را که با هدف تکریم و بزرگداشت مقام علمی عبدالرحمن صوفی رازی طراحی شده است ، در روزهای 7 و 8 شهریور ماه سال جاری در استان سیستان و بلوچستان و با همکاری استانداری این استان و گروههای نجومی محلی برگزار خواهد شد.

این رقابت 2 سال پیش اولین دوره خود را در شمال استان سمنان پشت سر گذاشت و امسال نیز با هدف ارتقای سطح توانایی رصدگران ایرانی برگزار می شود.

جزییات بیشتر این رقابت در روزهای آینده بر روی وبگاه شاخه آماتوری به نشانی www.asiac.ir منتشر خواهد شد.

عبد الرحمن صوفی رازی یکی از برجسته ترین منجمان ایرانی است که کارهای ارزشمندی را از خود به جا گذاشته است. نگارش کتاب صورالکواکب، رصد و ثبت برخی از اجرام غیر ستاره ای و تفکیک آنها با ستارگان ، ثبت 9 جرم غیر ستاره ای در فهرست خود ، ویرایش جداول ستارگان یونانی ها از جمله کارهایی است که این منجم فقید انجام داده است.جامعه علم نیز به پاس کارهای او دهانه ای را در ماه به نام او اختصاص داده است. هم اکنون در ایران نیز رقابتی با نام او برگزار خواهد شد، این رقابت نیز همانند ماراتن مسیه تلاشی برای رصد برخی از اجرام غیر ستاره ای در یک شب رصدی است.

 

                                                                                                               منبع:www.asiac.ir

+ نوشته شده توسط مائده شباب در شنبه بیست و دوم تیر 1387 و ساعت 20:32 |
شايد اواخر تير ماه در مرز فرانسه و سویس سیاه چاله اي بوجود آید که ابتدا اروپا و سپس سیاره زمین را بطور کامل می بلعد و از بین می برد! 
 

در نیمه ماه جولای در مرز فرانسه و سویس یک سیاه چاله بوجود می آید که اول اروپا و سپس سیاره زمین را بطور کامل می بلعد و از بین می برد. این پیش گوئی قیامت گونه سه هفته قبل از آغاز کار دستگاه سقوط دهنده بزرگ (Large Hadron Collider)  در نشریه آژانس خبری ریا نووستی روسیه منتشر شد.

 

این پروژه بلند پروازانه تحقیقاتی که با مشارکت چند کشور از جمله روسیه و با هدف بررسی هدایت رسانايي انجام می شود ممكن است عواقبي نيز در بر داشته باشد! اما بحث و نگرانی عمده این است که این دستگاه باعث ایجاد یک سیاه چاله می شود. یک مسئله دیگر اینکه قویترین منابع تشعشعات یا پرتو افشانی در فضا آنهایي نیستند که از حرارت  گرمای هسته ای یا پروسه نابودی ماده منتشر ميشوند ! بلکه از اجرام بسیار متراکم و قوی بنام سیاه چاله ها یا ستاره های نوترونی منتشر ميشوند.

 

قوه جاذبه در اطراف این اجرام بسیار عظیم و مهیب است و هر جرمی را که به آن نزدیک می شود با سرعت بی نهایت زیاد به سوی خود می کشاند، اما ماده ای که با سطح یک ستاره نوترونی بر خورد می کند، با نصف سرعت نور به گردش می افتد. ولی میزان کافی برای آزاد شدن انرژی از این اجرام ده ها بار بیشتر از عکس العمل هسته ای یا وابسته به گرمای هسته ای می باشد.

 

در نظریه عمومی نسبيت انشتین گفته شده، زمانیکه ماده حتی از یک ستاره نوترونی شده هم فشرده تر شود، سیاه چاله ای به مثابه یک میدان گرانشی قوی بوجود می آید و هیچ جرم و یا تابش ( مثل نور) نمی تواند از دام آن فرار کند. به همین دلیل سیاه چاله ها قابل دیدن نمی باشند و فقط بصورت غیر مستقیم با تاثير بر ماده ای که از ستاره مجاور به سوی سیاه چاله مکیده می شود، می توان وجود آن را اثبات نمود.

براي مثال، گازی که از یک ستاره جاری می شود، به یکباره داخل سیاه چاله نمی ریزد. اول، شکلی را بنام " قرص برافزایشی" یا  Accretion Disk)) به خود می گیرد. یعنی در اثر کشش، ماده در لبه یا مرز سیاه چاله با تراکم زیاد می چرخد و روی هم انباشته می شود که به آن قرص یا صفحه بر افزایشی می گویند و ماده که محکوم به نابودی شده با سرعت نور به درون سیاه چاله می ریزد و در عوض انرژی زیادی بصورت اشعه ايکس به بیرون ساطع می شود که توسط ابزارهاي حساس نصب شده در فضاي بيرون جو قابل اندازه گیری می باشد.

 

اما آیا در شتاب دهنده زمینی که قرار است در کوه های آلپ نصب شود، امکان بروز این پدیده که تا كنون فقط بصورت تئوری پیش بینی شده، وجود دارد یا خیر؟

این دستگاه مرکب از یک سلسله شتاب دهنده است که براي شليك دادن ذرات بار دار روی هم با سرعت بی نهایت زیاد طراحی شده است. زمانیکه این دستگاه به گردش در می آید، بش از یک میلیارد سقوط ذره در یک ثانیه رخ می دهد. محیط بزرگ سقوط دهنده (26.5 کیلومتر) به آن اي امکان را می دهد تا ذرات را تقریبأ با سرعت نور به گردش در بیاورد و باعث سقوط انرژی بسیار بالا گردد.

 

انتظار میرود تا دستگاه، سقوط بسته های از پروتون  را با انرژی بالاتر از 7  ترا الکترون ولت بوجود آورد.

 

بسته های الکترون – پروتون با انرژی بالاتر از 1.5 ترا الکترون ولت سقوط خواهند کرد و بسته هایي از يون سنگین مانند سرب با انرژی بیش از 1.250 ترا الکترون ولت روی هم سقوط کنند. البته این یک پدیده تازه در فیزیک شمرده نمی شود، بلکه می تواند به نحوی این تئوری را تائید کند، که ترا الکترون انرژی و جاذبه مترادف می تواند باعث بوجود آمدن سیاه چاله گردد.

 

بعضی از نظریه پردازان نگرانی خویش را در خصوص این پروژه ابراز نموده و گفته اند که طرح ریزی این گونه آزمایش به مثابه آزمایش خطرناک سقوط ماده است که می تواند باعث بروز یک سلسله عکس العمل های گردد که توانائی نابودی سیاره ما در آنها وجود دارد!

بیشترین نگرانی این است که ممکن است سیاه چاله های بی نهایت کوچکی بوجود بیایند و بلعیدن مواد پیرامون خویش را آغاز کنند.

 

جالب اين كه بعضی ها این خطر را بسیار جدی گرفته اند. در اسفند امسال یک دادگاه محلی در هاوائی، سيرن يك سازمان اروپائی را برای تحقیقات هسته ای و توليد یک شتاب دهنده ذرات به قصد ایجاد قیامت متهم نموده و خواهان منع ساخت شتاب دهنده گردید.

 

چند سال قبل، کشف گردید که سیاه چاله ها " تبخیر می شوند" که در آن زمان کشف مهمی برای درک ساختار فیزیکی سیاه چاله ها بود. سیاه چاله های بزرگ، این کار را به آهستگی و طی میلیارد ها سال انجام می دهند، اما سیاه چاله های کوچک بسیار سریع و تقریبأ طی 10 تا 17 ثانیه ناپدید می شوند. بصورت طبیعی این گونه سیاه چاله ها وقت كافي ندارند تا هر گونه ماده قابل اندازه را ببلعند.

 

بعضی از پژوهشگران باور دارند، زمانیکه اتمسفر زمین، سطح ماه و سطح سیاره ما بوسیله تشعشات كيهاني با انرژی زیاد بمباران می شود، سیاه چاله ها بوجود می آیند. اما بخاطر کوتاه و سریع بودن این پروسه، امکان دیدن آن وجود ندارد.   

احتمال بوجود آمدن یا ( بروز آنها ) در دستگاه بزرگ سقوط دهنده، هر ثانیه ممکن است و زمانیکه این سیاه چاله ها ناپدید می شوند، رد یا دنباله ای از اشعه از خود باقی می گذارند که توسط دستگاه های نظارت کننده شتاب دهنده ثبت می شوند

 

این گونه چاله ها حتی بر اساس تئوری هم خطری را ایجاد نمی کنند. اما از سوی دیگر، می توانند درک ما را از رابطه میان میکانیزم های کوانتومی و جاذبه اصلاح نماید، زیرا ناپدید یا تبخیر شدن سیاه چاله ها یک جریان مکانیک کوانتومی می باشد.

 

بنظر میرسد که برای ثبت اطلاعات در این پروسه از 20 میلیون سی دی و برای پرادزش یا جریان آن از 70 هزار دستگاه کامپیوتر یا پردازنده مرکزی استفاده شود. اما تنها حجم اطلاعاتی که دانشمندان از این پروسه بدست می آورند، مهم نیست. 

شتاب دهنده بزرگ، با پرتو افشانی بر پیدایش سیاه چاله ها، شرایطی را که در یک میلیاردم یک ثانیه در انفجار بزرگ یا بیگ بنگ اتفاق افتاد، بازسازی می کند. این مسئله دانشمندان را به یافتن پاسخ به پرسش های زیادی که جهان ما چگونه بوجود آمد، امیدوار ساخته و  این یکی از مسائلی است که هنوز از نظر تئوری مورد بحث می باشد.

 
 
+ نوشته شده توسط سیده فهیمه مهیمنی در شنبه پانزدهم تیر 1387 و ساعت 11:48 |
 تلسكوپ فضائي هابل نوار شبح مانند يك انفجار ستاره اي را شكار كرد. 

 

مردماني كه در قرون وسطي به آسمان خيره مي شدند حتما يك ستاره در حال انفجار را مشاهده كردند اما مشتاقان مدرن دانش نجوم تصاوير زيباي بقاياي شبح مانند اين انفجار ستاره اي را مي بينند و در دسترس دارند.

  

 

 
تلسكوپ فضائي هابل تصوير نزديكي از بقاياي يك ابر نو اختر كه در تاريخ يك مارس 1006 در كهكشان راه شيري منفجر شد را شكار كرد. اين انفجار يكي از درخشان ترين آنها است كه در تاريخ ثبت شده است.

 

در واقع اين بقاباي زيبا بخشي از موج ضربه ناشي از اين انفجار ستاره اي مي باشد كه هنوز با سرعتي معادل ده ميليون كيلومتر در ساعت حال حركت و گسترش است.

 

تصويري كه هابل از اين شبح شكار كرده از نوع تركيبي و با استفاده از نور مرئي است كه توسط اتمهاي هيدروژن موجود در بقايا گسيل شده است. قسمتهاي روشن اين نوار مارپيچ لبه هاي اين موج ضربه هستند كه بطور مستقيم با خط ديد ما برخورد مي كند.

 

اين بقاياي انفجار ستاره اي در نور مرئي كم رنگ است اما ستاره شناسان تصاوير خيره كننده اي در بخش پرتو ايكس طيف تهيه كرده اند.        


+ نوشته شده توسط سیده فهیمه مهیمنی در شنبه پانزدهم تیر 1387 و ساعت 11:45 |
تصاویر جدید فينیکس آشکار کرد که لایه درخشان دیده شده در زیر بستر مریخ ، یخ است ، نه نمک . 

چند روز پیش بیلچه ی مریخ نشین فينیکس، بعد از خاک برداری چاله ی کوچکی در سطح مریخ ایجاد کرد که لایه سفید و درخشانی در چاله دیده می شد . دانشمندان با اینکه می دانستند در زیر سطح مریخ و در قسمتی که فينیکس فرود آمده یخ وجود دارد ، اما شک داشتند که این لایه یخ است یا نمک .

فينیکس در طول این چند روز تصاویر جدیدی از این چاله به زمین ارسال کرد . این چاله به طور غیر رسمی "Dodo-Goldilocks" نام گذاری شده است . تصاویر جدید ارسال شده از Dodo-Goldilocks نشان می دهد که مقداری از این لایه درخشان کم شده است (همان طور که در تصویر متحرک زیر مشاهده می کنید).

دانشمندان با مشاهده این تصویر کاملا اطمینان پیدا کردند که این لایه ، یک لایه ی یخی است که در اثر تماس با هوا بعد از چند روز بخار شده است و اگر این لایه از نمک بود ، هرگز چنین اتفاقی برایش نمی افتاد .

پیتر اسمیت مدیر بخش تحقیقات فينیکس در این باره گفته است : "ما می دانیم که یخ چیزی جز H2O نیست ، و وجود یخ به تنهایی برای ما اهمیت ندارد بلکه این ناخالصی های موجود در یخ و همینطور خاک روی آن است که برای ما اهمیت دارد و می توانیم به وسیله ی آن تاریخچه ی حیات در مریخ را در صورت وجود شناسایی کنیم ."

همچنین ، پیش از این ، مهندسان پروژه فينیکس در روز پنجشنبه اعلام کردند که بازوی روباتیک مریخ نشین در هنگام کندن زمین با سطح سخت مواجه شده اند . این چاله ی جدید کنده شده "Snow White 2" نام گذاری شده است و در همان عمقی به سطح شخت رسیده که در چاله ی "Dodo-Goldilocks"  آب پیدا شده بود . این امر دانشمندان را بسیار هیجان زده کرده است و آنها احتمال می دهند این لایه نیز بخشی از یخ باشد .

+ نوشته شده توسط سیده فهیمه مهیمنی در شنبه یکم تیر 1387 و ساعت 19:39 |
 شبيه سازي هاي رايانه اي معماي چگونگي پيدايش ابر سياهچاله ها را پيچيده تر كرده اند.  

 

سياهچاله هاي بسيار بزرگ از كجا آمده اند؟ يك فرضيه عنوان مي كند كه اين هيولاها از "بذر" سياهچاله هاي كوچكتر كه گاز پيرامون خود را بلعيده اند بوجود آمدند. اما شبيه سازيهاي رايانه اي جديد پيشنهاد مي كنند كه اين "بذرها" عملا بدون آنكه ماده اي جهت بلعيدن اطراف آنها باشد متولد شدند. اين نتيجه گيري باعث شد تا معماي چگونگي بوجود آمدن بزرگترين سياهچاله ها عميق تر شود.

 

كوازارها اجرام بينهايت درخشاني هستند. تصور مي شود كه كوازارها محل داغ شدن گاز و درخشش آن در زمان سرازير شدن به درون سياهچاله هائي هستند كه جرمي برابر يك بيليون و يا حتي بيشتر از خورشيد دارند. كوازارها در فاصله هاي بسيار دوري از زمين مشاهده شدند بدين معني كه زماني كمتر از يك بيليون سال بعد از انفجار بزرگ ظهور كردند.

  

 

 

اما اينكه چگونه اين سياهچاله ها اينقدر سريع رشد كرده و تبديل به ابر سياهچاله شده اند يك هنوز يك شگفتي باقي مانده است. برخي از ستاره شناسان مي گويند كه سياهچاله هاي كوچكتر با اندازه اي حدود 100 برابر خورشيد كه از فرو ريختن ستاره هاي اوليه كيهان در انتهاي حيات خود بر جاي ماندند سر آغاز اين ابرسياهچاله ها بودند. 

 

اما اولين ستاره هاي كيهان فقط چند صد ميليون سال بعد از انفجار بزرگ متولد شدند. حتي اگر اين ستاره ها قبل از فروريزي و تبديل شدن به سياهچاله ها فقط چند ميليون سال عمر داشتند باز هم زمان زيادي براي رشد اين "بذرها" و تبديل شدن به هيولاهائي كه به كوازارها نيرو مي دهند وجود نداشت. 

 

اكنون بنظر مي رسد كه اين معما عميق تر هم شده است. زيرا شبيه سازي هاي رايانه اي اين واقعيت را آشكار مي كنند كه اين "بذر" سياهچاله ها زماني بوجود آمدند كه اطراف آنها مواد (غذاي) كمي براي بزرگ شدن وجود داشته است.

 

تام ابل از دانشگاه استانفورد آمريكا و همكاران وي با ايجاد مدلهاي رايانه اي ، اولين نسل ستاره ها را شبيه سازي كردند. تصور مي شود كه اين ستاره هاي اوليه بسيار بزرگ و درخشان بودند و وزني حدود 300 برابر خورشيد داشته اند. شبيه سازي ها نشان دادند كه تابش سهمگين اين ستاره ها گازهاي اطراف آنها را به فاصله هاي بسيار دور پرتاب مي كرد.   

 

در نتيجه سياهچاله هائي كه بعد از پايان زندگي چند ميليون سالي اين ستاره ها شكل گرفتند دچار قحطي شدند و مواد كمي براي تغذيه در اطراف آنها وجود داشت. در اين شبيه سازيها ، بازگشت گاز به سوي سياهچاله ها و سقوط آن به درون هيولاها براي فراهم كردن غذاي آنها حدود 100 ميليون سال بطور انجاميد. زمان از دست رفته به دليل گرسنگي اوليه تصور اينكه چگونه اين سياهچاله ها در مدت كوتاهي بعد از قحطي توانستند بيليونها برابر خورشيد متورم شوند را بسيار دشوارتر مي كند.  

 

آبل كه نتايج تحقيقات گروه را در كنفرانس مركز اختر فيزيك هاروارد اسميتسونين گزارش كرد مي گويد" تا آنجائي كه تحقيقات من نشان مي دهند ،  "بذر" سياهچاله ها نمي توانند نياكان ابر سياهچاله ها باشند."

 

"وولكر برام" از دانشگاه تگزاس نيز تاكيد دارد كه تحقيقات جديد مشكل مهمي در اين مورد كه سياهچاله هاي كوچكتر سرآغاز هيولاهاي بزرگتر بوده اند را مطرح مي كند.

 

نظريه جايگزيني كه برام و ساير دانشمندان در مورد آن تحقيق كردند اين است كه احتمالا يك ابر گازي غول آسا مستقيما دچار فروريزي شده و سياهچاله هائي بين هزار و  يك ميليون برابر جرم خورشيد را بوجود آورده است. گرانش قدرتمند يك سياهچاله مانند اين به جمع آوري گاز كمك كرد تا بتواند بصورت بالقوه و به سرعت به جرمي برابر بيليونها  خورشيد برسد. برام مي گويد" بنظر مي رسد اين يك فرضيه نويد بخش در حل معماي چگونگي پيدايش ابرسياهچاله ها باشد".   

 

+ نوشته شده توسط سیده فهیمه مهیمنی در شنبه یکم تیر 1387 و ساعت 19:36 |
ستاره شناسان کوچکترین سیاره تا امروز را که در مدار ستاره ای معمولی می گردد ردیابی کرده اند؛ کره ای که تنها سه برابر زمین است. 

کشف سیاره ای با جرم مشابه زمین هدف نهایی منجمانی است که سیارات را در منظومه های دیگر جستجو می کنند.چنین کشفی مهم خواهد بود زیرا دانشمندان به دنبال یافتن کرات دیگری هستند که زمینه وجود حیات در آنها مهیا باشد.این سیاره حول ستاره ای می گردد که جرم آن چنان کم است که ممکن است یک ستاره به اصطلاح "ناکام" یا یک کوتوله قهوه ای باشد.

اخترشناسان این کره تازه را با استفاده از تکنیکی موسوم به "مایکرولنزینگ گرانشی" کشف کردند.این شیوه از این خاصیت استفاده می کند که نور هنگام گذر از نزدیکی یک شیء سنگین مانند یک ستاره خم می شود.سیاره تازه حدود 3/3 برابر زمین است. برخی محققان می گویند این سیاره ممکن است دارای جوی غلیظ باشد و احتمال دارد اقیانوسی مایع بر سطح آن وجود داشته باشد. تلسکوپ فضایی جیمز وب که قرار است در سال 2013 پرتاب شود می تواند نشانه های حیات را روی سیاراتی به اندازه زمین که حول ستاره های کم جرم در همسایگی ما در جهان می گردند جستجو کند. قبلا یک سیاره کوچکتر از این کشف شده بود اما در اطراف یک تپ اختر (پالسار) کشف شده بود. اما سیاره جدید در اطراف یک ستاره معمولی پیدا شده است.

دیوید بنت محقق اصلی این پروژه از دانشگاه نوتردام گفت: "مایکرولنزینگ راهی است که به یافتن سیارات کوچکتر منجر می شود، از جمله سیاراتی به اندازه زمین." وی افزود: "این یافته همچنین منجمانی را که در جستجوی سیاراتی هستند که در فاصله لازم برای پیدایش حیات از ستاره های کم جرم می گردند دلگرم خواهد کرد."

جهانی پرآب؟

این سیاره با شعاعی شبیه به زهره - فاصله زهره از خورشید - حول کوتوله قهوه ای می گردد. اما تصور می شود که ستاره مرکزی سه هزار تا یک میلیون بار محوتر از خورشید باشد بنابراین انتظار می رود سطح فوقانی اتمسفر این سیاره از پلوتون سردتر باشد. نیکلاس راتنبری از دانشگاه منچستر که از دیگر محققان این پروژه است به بی بی سی گفت: "براساس محکم ترین ایده های ما از چگونگی شکل گیری سیارات، این سیاره می تواند اتمسفر خیلی غلیظی داشته باشد. این اتمسفر احتمالا مثل یک پتو عمل می کند و سیاره را گرم نگاه می دارد." "بنابراین حتی اگر مقداری انرژی وارد شده از خورشید منظومه ناچیز باشد.... حرارت داخلی که از داخل سیاره متصاعد می شود می تواند سطح را گرم کند." "این باعث گمانه زنی هایی شده است دایر بر اینکه امکان وجود اقیانوسی مایع بر سطح آن هست. این مهیج است چون یکی از خواصی که مایلیم روی یک سیاره قابل سکونت ببینیم وجود آب مایع روی سطح است." این سیاره توسط تلسکوپ MOA-II در کوه "مانت جان" در زلاندنو کشف شد و MOA-2007-BLG-192Lb نامگذاری شده است

+ نوشته شده توسط سیده فهیمه مهیمنی در جمعه هفدهم خرداد 1387 و ساعت 16:31 |

هر ساله اعضای انجمن های نجومی، منجمین آماتور و گروه های مختلف علاقمند به نجوم یک روز گردهم جمع می شوند تا شگفتی ها و زیبایی های آسمان را به مردم نشان دهند. اما بصورت رسمی روز جهانی نجوم با هدف " ترویج دستاورد های جدید علمی و ارایه اطلاعات، منابع و ترغیب به عرصه های مختلف نجوم" تجلیل می شود تا به مردم نشان داده شود که نجوم عرصه بسیار جالب و حتی نوعی تفریح است.


دوگ برجیر Doug Berger رئیس انجمن نجوم شمال کالیفرنیا این رویداد را برای اولین بار در سال 1973 به عنوان یک روش بسیار خوب برای جلب توجه مردم به علم و سرگرمی از طریق برگزاری نمایش و برنامه های رصدی در مرکز شهر تجلیل نمود. از همان زمان به بعد تجلیل و گردهمایی در اندازه. های مختلف رواج شده است.

تاریخ دقیق این روز بصورت سنتی در نیمه دوم ماه اپریل و هفته اول ماه می و نزدیک به زمانی که مهتاب در ربع اول خود قرار می گیرد، تجلیل می شود. آن سال این حالت مهتاب با دهم ماه می مصادف افتاد که از آن به بعد تاریخ دقیق آن را 10 می هر سال تعیین نموده اند.انجمن نجوم پژوهشسرا نیز هم گام با تمام کشور و جهان و با همکاری رصد خانه مهر عالی شهر و برای سومین سال متوالی قصد دارد همایش روز جهانی نجوم را در رصد خانه مهر عالی شهر برگزار کند. از علاقه مندان دعوت می شود که در روز جمعه ۲۰/۲/۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۳۰  الی ۲۲ با حضور خود روشنی بخش همایش خودشان باشند .

+ نوشته شده توسط سیده فهیمه مهیمنی در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 20:19 |
آمار بازدید کنندگان:
ورود شما دوست گرامي را به وبلاگ تخصصي گروه نجوم پژوهشسراي دانش اموزي شهيد حسن خوشبخت بوشهر گرامي ميداريم...اميدواريم از مطالب بولاگ حداكثر استفاده را ببريد
بزرگترین منبع کدهای جاوا اسکریپت

قالب و كدهاي جاوا
آيا سيارك هاى مرگبار در نقاط لاگرانژى زمين قرار دارند؟







بارش شهابی
خورشید گرفتگی